روزهای دو نفری

سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممنمممممممم

یه سلام طولانی که مدتهاس از دوستای خوب نی نی وبلاگیم دور موندم خبرهای که مدتهاس جامونده آخه چیکار کنم وقتی خدای خوب و مهربون مارو غافل گیر کرد سرم حسابی شلوغ شد و دورانی که قبلا تجربه کرده بودی رو یکبار دیگه اونم با یه بچه ،دست تنها ،با کلی درس و کار بخوای دوباره تجربه کنی خیلی سخته ولی از خدای خوب و مهربونم هزاران هزار بار شکر می کنم که منو دوست داشت و لیاقت دوباره مادر شدن رو به من داد .ولی روزای خیلی سختی بود که خدارو شکر به خوبی بخیر گذشت ،اما الان خیلی خوب ،با آمدن فرزام جون به زندگیمون، زندگیمون قشنگتر شده از خدای خوبم میخوام که هرکس آرزوی مادر شدن داره خدا بهش یه نینی سالم بده .


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 2 مهر 1393 ] [ 10:23 ] [ مامان و بابای فرهام زارع رسولی ] [موضوع : خاطرات فرهام] [ ]
عکسهای داداش جدید فرهام(شش روز اول)
[ چهارشنبه 11 تير 1393 ] [ 15:37 ] [ مامان و بابای فرهام زارع رسولی ] [موضوع : ] [ ]
یادی از گذشته

یادش بخیر پارسال که کوچیکتر بودم ( 10/6/1392) تولد سه سالگیم مامانم وقت نکرده بود عکسشو بذاره .کادوی مامان و بابا هم  فوتبال دستی بود .روزا خیلی زود میگذره ،عین برق و باد  برای پسر گلم ارزوی موفقیت در تمام مراحل زندگیش دارم .فرهام حون با دوستش مبینا خانم که همیشه عین دوتادوست خوب باهم هستن .هفته پیش هم تولد مبینا جون بود فقط هشت روز از فرهام جون بزرگتره چشمک

 

[ دوشنبه 19 خرداد 1393 ] [ 23:37 ] [ مامان و بابای فرهام زارع رسولی ] [موضوع : خاطرات فرهام] [ ]
سلام یه خبر خوش ...

وای خدای من چقدر سرم شلوغ شده از یه طرف درس از یه طرف کارای خانه از یه طرف جمع و جور کردن وسایل نی نی جدید ! آره فرهام جون صاحب یه داداش شده البته داداشی هنوز تو راه و قراره اوایل تیرماه ان شاءلله بدنیا بیاد و فرهام از تنهایی در بیاد خیلی از وبلاگ فرهام جون عقب افتادم واقعا وقت کم میارم ولی تمام سعی و تلاشم می کنم تا وبلاگ فرهام جون و یه سر و سامانی بدم تا وقتی که داداش کوچولو هم آمد بتونم از شیرین کاریای داداشی هم بگم .

فعلا بای ببینم کی وقت می کنم تا باز بیام.

[ يکشنبه 31 فروردين 1393 ] [ 23:14 ] [ مامان و بابای فرهام زارع رسولی ] [موضوع : خاطرات فرهام] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 29 صفحه بعد