فرهامفرهام، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 18 روز سن داره

روزهای زیبای کودکی

نقاش كوچولو

فرهام جون به نقاشي خيلي علاقه نشان ميده و از يازده ماهگي مداد و دفتر به دستش داديم و از اون موقع شروع كرده به نقاشي . و هر وقتم دفترو مداد رنگياتو ميخواي ميگي چش چش و ما متوجه ميشيم كه آقا فرهام وسايل نقاشيشو ميخواد .الانا كه پسرگلم تسلطش تو مداد نگه داشتنم كه بيشتر شده و علاقش شديدتر خيلي دوست داره رو در و ديوار خانه نقاشي كنه... فرهام جون به نقاشي خيلي علاقه نشان ميده و از يازده ماهگي مداد و دفتر به دستش داديم و از اون موقع شروع كرده به نقاشي .و هر وقتم دفترو مداد رنگياتو ميخواي ميگي چش چش و ما متوجه ميشيم كه آقا فرهام وسايل نقاشيشو ميخواد .الانا كه پسر گلم  تسلطش تو مداد نگه داشتنم كه بيشتر شده و علاقش شديدتر خيلي دوست داره رو در و ...
5 دی 1390

پسرم بزرگ شده

قوربونت برم عزيز دلمممممممممم . ماشالله چند وقتي كه هر چي بهت ميگيم همه چيزو متوجه ميشي و هر كاري كه بهت بگيم برامون انجام ميدي .بپر بغل بابا ،كنترل تلويزيون رو برامون مياري ،كيف مامانو مياري ،اسباب بازياتو همشونو با اسماشون ميدوني و هر كدومو كه بهت بگيم مياري ،بوق ماشينتو همچين ميزني كه انگار عروسي خودته ايشالله عزيزم ،هر ميوه اي رو كه بهت بگيم بده ميدي و ... هزار هزار ماشالله به پسرم كه همه چيزو متوجه ميشه و به مامان و باباش با اين كاراش انرژي ميده اونم از دوهزار واتش ولي خدايش بيشتراز اينا انرژي ميده .امروزم از صبح كلمه ( بله)رو داشتم  بهت ياد ميدادم و تو فقط مثل هميشه بهم نگاه ميكردي و تو حافظت نگه...
5 دی 1390

چله (شب یلدا)

  یلدا طولانی ترین شب سال بر شما مبارک . یلدا ست بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست. فرهام جان شب یلدات مبارک .   ...
1 دی 1390

تولد بابای فرهام

        همیشه برقرار باش تا بی قرار نباشی چرا که در تمام لحظه‌های سخت و مشکلات زندگی تو تنها تکیه گاهمان هستی دوستت داریم و سالروز تولدت را تبریک می‌گویم .   امروز ٢٨ آذر ٩٠ تولد همسر عزیزم ،بابای فرهام جون بود .روز خوبی رو با دوستامون سپری کردیم .                              آرزوی سلامتی و تندرستی برای همسر عزیز و مهربانم دارم .        همسر عزیزم ،بابای خوب و مهربانم تولدت مبارک.   &nbs...
29 آذر 1390

دندان

        شب که میشه وقت خواب             دندون و مسواک بکن با حوله تمیزت                            دست و روت پاک بکن صبح که می شه با شادی            بلند شو از رختخواب یک کمی لی لی بکن                  برو سر شیر آب دست و رویت را بشوی   &nbs...
25 آذر 1390

امان از درد دندان

تو اين چند هفته حسابي سرگرم در آوردن چنتاي ديگه ،از دندونام بودم .تا اونجاي كه تونستم مامانم اذيت كردم ،خوب چيكار كنم دندون در آوردنم سخته ديگهههههههههههههههههههههههههه . خلاصه جاي دندونام سفيد شد و در حال در آوردن دندونام هستم . فرهام جون پسر گل مامان و بابا ،تا دوندون در بياره كارهاي زياد ديگه اي هم انجام ميده .به مامانش تو سفره پهن كردن كمك مي كنه ،قاشقارو ميبره (وسط راهم يه تمرين آهنگم ميكنه ،دو سه بار به هم ميزنه ،زمين ميندازه و... تا ببينه چه صداهاي قشنگي ازشون در مياد )و تا اونجاي كه بتونه و مشكلي نباشه به مامانش كمك مي كنه .موقع غذا خوردنم پسر گلم ميخواد كه مستقل عمل كنه اجازه نميده كسي بهش غذا بده .بعد از انجام يك عمليات سنگين خرا...
22 آذر 1390

عید غدیر مبارک

  فـارغ از هر دو جهانم به گل روى على از خم دوست جوانم به خم موى على طى کنم عرصه ملک و ملکوت از پى دوست‏ یاد آرم بـه خرابات چو ابـروى على                    فرهام عزیزم عیدت مبارک .امیدوارم که همیشه علی وار زندگی کنی . ...
25 آبان 1390